تبلیغات
Meta Astronomy Team - مطالب Ufo
UFo'S VIDEO IN SaN JuAN
دوشنبه 5 اسفند 1387  07:13 ق.ظ
با سلام .

برتون یک ویدیو ی دیگر در زمینه ی UFO 5487 dکه در سال 1999 REC شده است رو آماده کرده ام .


Format :: MPEG

Sobject :: Ufo IN San Juan , Puerto Rico

Year :: 1999




Download Here


نوشته شده توسط : علی آریافر

UFo HiSToRY 2/2
دوشنبه 5 اسفند 1387  06:53 ق.ظ
در عصر روزی از ماه فوریه در اتاق کار خود نشسته بودم و یک آمار کاملی را از تمامی آن رویداد های مشکوک تهیه میکردم . به آقای هاپکینز هم قول داده بودم که هیچ مطلبی را راجع به به بشقاب های پرنده نخواندم و یا ننویسم . همانطوری که قبلآ هم گفته ام , من هیچ علاقه ای را به خواندن مطالبی در این زمینه ها , حتی از قبل هم نداشتم و تا به امروز هم مطالبی را مورد مطالعه قرار نداده ام . به حافظه ی خود فشار می آوردم تا تهنا مطلبی را که چند سال قبل در مجله ی ((لوک)) در مورد آقایی به اسم ((هیل)) خوانده بودم , را بیاد بیاورم . به ذهنم چنین می رسید که او هم ادعا کرده اود که توسط افراد بشقاب پرنده ای ربوده شده است , آن مطالب در دو شماره از مجله فوق بتاریخ های چهرام و هیجدهم اکتبر سال 1986 بچاپ رسیده بودند . زمانیکه آن دو شماره از مجله را یافتم و مجددآ مطالعه کردم , چنین دریافتم که با بی توجه به اظهارات آقای ((هیل)) موضوع ربوده شدن ها بتوسط افراد ناشناس قدمتی از قبل داشته و من اولین قربانی این حوادث نبوده ام . اما سرچشمه ی این رویدادها از کجه میتوانست باشد ؟! حتی بعد از بحث مفصلی که با آقای هاپکینز داشتم , باز نیز نمیتوانستم دیده های هویش را از مبحث بشقاب های پرنده جدا بدانم . مطمنآ ما خودمان نیز نمیدانستیم که در آن شب اول از حادثه , چه بلاهایی بر سر ما آماده است . این جریانات سر تا پا از علامت سوال و پرسش های مجهول پوشیده شده بود و برای آنکه به تمامی این رویدادها جوابی را بیابم , شروع به خواندن کتاب (( علم و بشقاب پرنده ها )) نمدودم .


نوشته شده توسط : علی آریافر

UFo HiSToRY 2/1
دوشنبه 5 اسفند 1387  06:25 ق.ظ
شب از راه رسیده بود و ماه در حدود ساعت ده و نیم بطور ناگهانی از آسمان محو شد . با خود گفتم که حتمآ ماه گرفتگی بوقوع پیوسته است و چون خسته بودم , راهی اتاق خوابم شدم . اندکی بدون آنکه حتی ببینم , بخواب رفتم . دو سه ساعتی نگذشته بود که متوجه شدم نوری به رنگ آبی از پنجره ی اتاق پذیرایی به درون می تابد . موضوع فوق بسی عجیب و وحشتناک بود و نور حاصله بسیار قوی و غیر قابل تحمل مینمود . در ذهن خویش میخواستم دلیلی را در برابر آن تابش بیابم . با خود اندیشیدم که شاید خانه ی ما طعمه ی حریق شده باشد از جا بر خواستع و چند قدمی از اتاق فاصله نگرفته بودم که تابش نور بطور کلی از بین رفت . نمیدانستم که چه باید بکنم حضور همسرم در راه پله ها مرا بخود آورد . بی هیچ دلیلی میترسیدم و عاجز از توجیه این وحشت خود بودم . به او گفتم که خونسردی خود را حفظ کرده و جهت استراحت به اتاق خواب برود . بعدآ بطرف اتاق پسرم به راه افتادم و او را در آغوش گرفته و آرامش کردم . یک ربع ساعتی نگذشته بود که آرامش مجددآ بر سقف خانه ی ما سایه افکند و همگی دوباره به خواب رفتیم . در صبح روز بعد - سر صبحانه , هیچ حرفی را در مورد اتفاقات شب اخیر بمیان نیاوردم . هر چند که بعدآ همسرم از وجود آن نور اظهار نگرانی میکرد : نور بقدری قوی و عجیب بود که حتی از دیوار بتونی نیز رد میشد ! در تلاش این بودم تمامی آن اتفاقات را از یاد خود , بطور کلی محو سازم مرتبآ بی هیچ دلیلی عصبانی میشدم . در آخرین روز های آن هفته چنین می اندیشیدم که به بن بست عجیب رسیده ام . خاطرات آت نور عجیب مرا مالامال از اندوه و تفکر می کرد . به ذهنم می رسید که نور فوق ناشی از انفجاری بوده است , ولی هر قدر که بیشتر می اندیشیدم , همانقدر هم اندوهگین و افسرده تر میشدم . موضوعی که بر افسردگی و ترس من بیشتر از پیش دامن میزد , درک حقایق بود . خود نیز واقف بودم که در سر حد جنون قرار گرفته ام و بحران های فکری خود را ارزیابی میکردم و میدانستم که میباست هر چه سریعتر راه علاجی را بیابم , تا مجددآ زندگی خویش را به روال عادی خود سوق دهم . دیگر قادر به ادامه ی زندگی نبودم و حتی نمیخواستم پا به آن خانه ی کوهستانی خود بگذارم . زمانیکه به همسرم گفتم : از این ببعد پای به آن کلبه ی ییلاقی نخواهیم گذاشت و میخواهم حتی از نیویورک هم بروم , بسیار عصبانی شد . بخصوص زمانیکه تمامی رویدادها را به او نسبت داده و تهمت زدم که باعث اصلی رفقنمان به ان خانه ی کوچک و بی سر و صدا او بوده است , اعلام داشت که ادامه ی زندگی - با چنین روالی - نه برای او و نه هم برای من میسر نیست و ناچارآ میباست از همدیگر جدا شویم . ما سالیان سال بود که با همدیگر زندگی میکردیم و حقیقتآ من وابستگی شدیدی را در قبال همسرم , در وجود خود حس میکردم ( و اینک هم میکنم ) و آن اخطار او سبب شد تا حدودی بر خود مسلط شوم , ولی باز نیز تا چندی بعد هم نمیتوانستم آرامش درونی رد خود حس کنم .


نوشته شده توسط : علی آریافر

UFO In 11 OF Septemr
چهارشنبه 30 بهمن 1387  05:19 ق.ظ
ایا می دانستید در حادثه ی یازده سپتامبر در کنار برج های دو قلو ufo ای بوده شاهد این واقعه بوده . با این حساب شما فکر می کنید باز هم می خواهند با ما ارتباط بر قرار کنند؟

نوشته شده توسط : علی آریافر

UFO IN QurAN
دوشنبه 28 بهمن 1387  02:57 ق.ظ
 5487آیا می دانستید  5487در قران  5487هم از وجود  5487موجودات  5487فضایی  5487اسم  5487برده شده. در سوره ی شورا (شوری) ایه ی 29 می فرماید : و از نشانه های او افرینش اسمان ها و زمین و جنبندگانی که در ان قرار داده است . این نشان می دهد که در صد وجود موجودات فضایی در خارج از این کره بسیار زیاد است و نه تنها موجودات فضایی و حتی ممکن است انسان ها و حیواناتی در خارج از این منظومه و این کهکشان و این کیهان وجود داشته باشد.





نوشته شده توسط : علی آریافر

UFo HiSToRY 1
یکشنبه 27 بهمن 1387  05:39 ق.ظ
در شامگاه اول اکتبر , حدود ساعت هشت و نیم یک هواپیمای آمریکایی بطرف فرودگاه ((داکوتای شمالی)) در حرکت بود . خلبان آن جوان بیست و پنج ساله ای بنام ((جرج جرمن)) بود . او برای مدتی بر فراز فرودگاه پرواز کرد و حدود ساعت 9 با فرودگاه تماس رادیویی گرفت و گفت که میخئاهد فرود آید . فرودگاه به او گفت که :
-هواپیمای کوچکی (CuB) میخواهد بر روی باند به پرواز در آید و می بایستت چند دقیقه ای را منتظر بماند . جرج از آن بالا , هواپیما را بر روی باند می دید . سپس او مجددآ با فرودگاه تماس گرفت و گفت : نور هواپیمایی دیگری همین حالا از سمت راست من گذشت . شما چرا به من اطلاع نداده بودید ؟! فرودگاه جواب داد که ما به جز آن هواپیمای کوچک , هواپیمای دیگری در منطقه نداریم . جرج هنوز می توانست آن نور را ببیند و بعد او (جرج) برگشت و بدنبالش رفت .
او (بشقاب پرنده) میتوانست نور هواپیمای کوچک و شهر را در زیر خود ببیند و او (جرج) نیز قادر به دیدن چیزی دیگر بغیر از یک جسم شبی یک هواپیما با نوری قوی نبود .
جرج سریعتر حرکت کرد تا اینکه به فاصله ی یک هزار متری از نور رسید . آن دایره ای به قطر بیست سانتی متر بود و مرتبآ هم خاموش و روشن میشد . سپس آن ثابت ماند و بعد با سرعت دور شد . آن شی عجیب به سمت چپ چرخی زد و از روی ساختمان های فرودگاه گذشت . سپس به اوج آسمانها پرواز کرد و جرج نیز بدنبالش . در ارتفاع دو هزار متری , آن شی مجددآ بازگشت و به هواپیمای جرج نزدیکتر شد . برای لحظه ای هم که شده , جرج چنین اندیشید که UFO میخواهد با او تصادف کند . لذا بسرعت او با هواپیمایش شیرجه ای زد و از مسیرش خارج شد و UFO در فاطله ی یک یا دو متری , جرج را از دست داد . بار دیگر جرج و UFO برگشتند و بسمت همدیگر تاختند . این بار نیز جرح هواپیمایش را بطرفی کشید و بعدآ UFO بسرعت بالا رفت و نا پدید شد .

جرمن بعد ها گفت که : 5487 (( آن شی بنظر می آمد که متفکر باشد )) .


نوشته شده توسط : علی آریافر

UFo ON TuRKeY SKY
سه شنبه 15 بهمن 1387  09:43 ق.ظ
با سلام . براتون یک ویدیو ی دیگر در زمینه ی UFO که در در ترکیه REC شده است رو آماده کرده ام .


File Name :: UFO On Turkey Sky

Format :: MPG

http://www.ufocasebook.com/bestistanbul.jpg


Download Here


نوشته شده توسط : علی آریافر

UFo ON WaSHINGToN DC SKY
یکشنبه 13 بهمن 1387  09:50 ق.ظ
در عصر سیزدهم اوت 1953 , چند شی ناشناخته و پرنده در آسمان واشینگتن به پرواز در آمدند . حکومت وقت , جهت جلوگیری از دامنگیر شدن مطلب در کل آمریکا , دستور سانسور خبر فوق در تمامی جراید را داد . ولی دو سال بعد پس از آن تاریخ , یکی از جراید اعلام کرد که همان شب , هشت شی عجیب در آسمان پایتخت پرواز می کرده اند . عده ای از سیاستمداران , سران کاخ سفید را زیر استیضاح برده و معتقد بودند که این اجرام ناشناخته از سیاراتی دیگر نیامده بودند , بلکه محصولی از انسانهای زمینی هست و شاید جهت کشف مسالی بکار برده شده ان و در خاتمه گفتار خویش اعلام داشتند که می بایست این ابزار جدید و پیشرفته را از بین ببرند . اما کاخ سفید طی دستوری اعلام داشت که نباید هیچگونه برخورد قاطعانه ای را بر علیه این اشیا ناشناخته و پرنده نشان داد .

نوشته شده توسط : علی آریافر

UFO On Mexico Sky
شنبه 12 بهمن 1387  09:25 ق.ظ
با سلام براتون یک ویدیو ی کاملآ واضح از UFO که بر آسمان های مکزیک REC شده است رو آماده کرده ام .

File Name :: Ufo In Mexico

Format :: Mpeg

Size :: 1.8 MG

 5487http://www.ufocasebook.com/bestmexico3.jpg

Download Here


نوشته شده توسط : علی آریافر

!IFO
شنبه 12 بهمن 1387  08:41 ق.ظ
IFO ::: Identified Fliyng Object

اگر زمانی این موجودات ناشناخته شناخته شوند و نیز معلوم گردد که ایشان می خواستند بامروز زمان - هر چه بیشتر - با ماها ارتباط برقرار کنند , من هیچ تعجبی نخواهم کرد هر چند که متعلق به کره ما نمی باشند , ولی ضروری است که قبلآ از اطلاع آنان از کم و کیف جهان ما , آنان را بشناسیم و راه حلی را در قبال عملکرد های آنان بیابیم امکان این نیز وجود دارد که حقیقت خواسته ی ایشان بستگی به باور های ما داشته باشد و با این اوصاف تنها از طریق ضمیر های باطنی بوده است .



نوشته شده توسط : علی آریافر

Template Designer: T4B Design Studio - H.M